احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
35
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
در ره اخلاص تو جز افتقارم هيچ نيست * وآنكه زاداونه فقرست ، اندرين ره بينواست نيستم محتاج دنيا چون فنايش در پى است * كار عقبى دار و حالش را كه در دار البقاست جرم اين عاصى مجرم روز حشر از حق بخواه * كز تو استغفار و غفران فراوان از خداست وين شكسته بسته بينى چند ازين مسكين پذير * كاين نه مدح تست بهر شهرت اخلاص ماست من كدامين مدح گويم كان ترا لايق بود * چون صفات ذات پاكت برتر از حدّ ثناست كردگارا طاق اين فيروزه قصر زرنگار * تا به حكم واضع دين قبلهء اهل دعاست حضرت عاليش 9540945 خ 0 11 خ را بر داعيان 0640945 خ 0 12 خ مفتوح دار * كز جنابش يافت داعى هر مراد دل كه خواست * * *